راستش خیلی شوکه شده ام! اومدم بعد از چند روز چیزی برای روز زن بنویسم که
خبر بازداشت فعالان حقوق زنان رو جلوی دادگاه انقلاب خوندم. باورم نمی شد وقتی اسمها رو دیدم. و
اعتصاب غذا؟ و
سلول انفرادی؟ ...

می خواستم از روز زن بنویسم. از اینکه امیدوارم ما زنها روزی بتونیم باور کنیم که اون چیزی نیستیم که کلیشه ها، ایدئولوژیها، و رسانه ها به ما تلقین می کنن که هستیم. کلیشه هایی که میگن زن جنس پاک تر یا بهتر هست، و " بهشت زیر پای مادران است" و همه این تعریفهای غلطی که معلوم نیست چه فایده ای برامون دارن. به جاش بتونیم روزی با اعتماد به نفس بیشتر به احساسها و خواسته های خودمون( با همه تناقضهایی که بینشون هست) احترام بگذاریم و ابرازشون کنیم و بگیم که چقدر به مردها شبیه هستیم! بگیم که دلمون می خواد در کنار مردان و نه ضد مردان زندگی کنیم، در کنار یکی، یا تعداد بیشتری در طول زندگی. دلمون می خواد که پول خودمون رو در بیاریم، ولی این احساس زن بودن، هدیه گرفتن و گل گرفتن! از مردها رو هم دوست داریم. ما جنس وفادارتر نیستیم، فقط ما در موردش کمتر از مردها حرف می زنیم. ما خیلی خوب می تونیم ماشین پارک کنیم، لباسهای قشنگ و آرایش کردن رو دوست داریم، دلمون می خواد بتونیم رئیس باشیم. دوست نداریم محدود به ابژه جنسی بشیم، ولی لذت می بریم اگر بشنویم که چقدر سکسی هستیم. دوست داریم مستقل باشیم و مسئولیت کارهامون رو به عهده بگیریم، و گاهی هم به شونه های مردونه ای تکیه بدیم و بگیم کاری که به نظرت درست تر هست رو انجام بده! دوست داریم قوی و آزاد باشیم، اما زمان ضعیف بودن تنها نباشیم، و می خواهیم اجازه داشته باشیم که گاهی ضعیف باشیم . نمی خواهیم همه در یک مجموعه "زنها همه اینطور هستند" قرار داده بشیم، چون ما زنها هم با هم خیلی تفاوت داریم، و دوست نداریم همه مردها رو در یک کیسه بریزیم ، چون می دونیم که مردها هم با هم متفاوتن...
می خواستم اینها رو بنویسم و خیلی چیزهای دیگه...ولی الان فقط آرزو می کنم که روزی زنها به معنای واقعی و تا به آخر راه آزادی رو پیدا کنن، همه زنها، و زنهای جامعه های مسلمان، و زنهای خودمون. چون تنها زمانی که زنها و مردها به طور مساوی آزاد باشن ، یک جامعه می تونه با همه تواناییهاش رشد و پیشرفت کنه. آرزو می کنم که زنهای ما بتونن از اجبارهای اجتماعی، و بیشتر از اون از اجبارهای ذهنی و روانی خودشون که در طی سالها و قرنها به وجود اومدن و شاید به این راحتی پاک نمی شن، رهایی پیدا کنن، همینطور از تنبلی که حاصل این مفعول بودن هست. گاهی به این فکر می کنم که برای بیرون اومدن از این دام انفعال، احتیاج به چه نیروی عظیم و قدرت استقامت زیادی هست، نیرویی که شاید در آغاز، در خشم یا حتی نفرت قرار داشته باشه...
و...
صنم جان، به نظر من هم این نشونه ضعف نیست اگه بگیم که ناراحتیم، و من این لحظه بی اندازه ناراحتم و تنها آرزوی من این هست که زنهای بازداشت شده آزاد بشن، هر چه زودتر، هر چه زودتر...
فراخوان تجمع روز جهانی زن :ما با تاکید بر خواستههای دموکراتیک و مسالمت جویانه خود، از همه زنان و مردان آزاداندیش دعوت میکنیم برای ابزار همبستگی تا رفع هر گونه تبعیض و بیعدالتی علیه زنان و اعتراض به دستگیر شدن عدهای از فعالان زنان، به تجمع ما که در روز 8 مارس، 17 اسفند 85 از ساعت 2 تا 3 بعد از ظهر در مقابل در اصلی مجلس برگزار خواهد شد، بپیوندند.
وبلاگ زنستانگفتگویی با پرستو دو کوهی پس از آزادیاخبار تکان دهنده از زنان بازداشت شدهپ.ن.:
گویا به جز سه نفر، بقیه آزاد شده اند. پ.پ.ن.:
پاسخ میلها یادم نرفته! فقط الان ساعت ۲ نصف شبه، بعد از یک روز کاری سخت، و با در پیش بودن یک روز کاری سخت دیگه! بازم ببخشین!